بازی جوان مردانه

 

زندگی با من بازی نکن,

این بازی جوان مردانه نیست..


من طاقت ندارم,

شوخی نیست هر روز جوری دیگر,

ورقی دیگر مگر چند تا تک داری...


تقلبی در کارم نیست و توان تقلایی در وجودم...


ضربه ات را به یک باره بزن...

این بازی کثیف است و هر لحضه طوری دیگر...


بدون قواعدی مشخص...

امشب حافظ کمکی نکرد

و همه قبولش داشتند جز من شاید با من قهر بود...


من خواستار با تو ساختن بودم

و تو مبارزه میخواهی...


صلح را دوست نداری....


اگر شکستت دادم از من رنجور مباش...


من به تو احساس داشتم

و تو شاید بی احساس هستی

این بازی اینقدر ها هم ارزشش را ندارد.

/ 0 نظر / 2 بازدید