پاییز آمدست که خود را ببارمت
پاییز لفظ دیگر"من دوست دارمت"

بر باد می دهم همه بود خویش را
یعنی تو را به دست خودت می سپارمت

... باران بشو،ببار به کاغذ،سخن بگو
وقتی که در میان خودم می فشارمت

پایان تو رسیده گل کاغذی من
حتی اگر خاک شوم تا بکارمت

اصرار می کنی که مرا زود تر بگو
گاهی چنان سریع که جا می گذارمت

پاییز من،عزیز غم انگیز بر گریز
یک روز می رسم و تو را می بهارمت!!!