دیگر نمی نویسم , چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی!
دیگر حرف نمی زنم , چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی!
دیگر نگاهت نمی کنم , چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی!
دیگر صدایت نمی زنم , چون تو نمی خواهی مرا بشنوی....دیگر اشک هم نمیریزم چون از نظر تو اشک تمساح است!
فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من
دیوانه ام...