پشت آن پنجره میدانی چیست؟

 


پشت آن پنجره باغیست که من

 


زیر برگان درختانش عاشق شده ام

 
یاد آن روز بخیر شعله پاک نگاه تو مرا عاشق کرد

 


پس از ان در دل من

 


باغ و گلربگ و بهار همگی جان دادند

 


من فقط چشم تورا میدیدم

 


من فقط نام تورا میبردم

 
روز زیبایی بود

 


...چشمه ی عاطفه دریایی شد

خارو خس گل میداد
 

من تورا داشتم و دنیا هیچ

روز شیرینی بود

حیف اما که غروب

همچو خورشید زباغم رفتی

من هراسان و غریب

با غم عشق تو تنها ماندم

یاد آن روز بخیر

زان سپس یاد نگاه
 تو و من
در دلم ماند بجای
آتشی شد اغاز که مرا تا امروز . . . .