25-آذز -1390 

 
 
چهارصبح فردا میرم...زیاد نمونده....
 
خوشحالی...حس میکنم...آزاد شدی....
 
من زنجیر اسارتت بودم...چه دیر فهمیدم...
 
به

عاشقانه ترین خاطراتمان

سوگند

دل از تو بریدم

مثل ماهی از دریا

مثل ابر از باران

... مثل اشک از دیده /

ترا سپرده ام

به باد

به نسیم

... به باران

ترا سپرده ام

به خدا

به خاطراتی

که زنده می مانند /

به اندازه ی

تمام روزهایی

که عاشقت بودم

به اندازه ی

تمام روزهایی

که شاعرت بودم

به حرمت

بوسه هایی

که راز می مانند

خداحافظ........./