نذار از هم بپاشم من، از این تکرار بیهوده
یه کاری کن، یه کاری کن که می ترسم از این آوار
یه کاری کن اگه دستات هنوزم ناجیه، ای یار
این منم پر شکسته، خسته ی خسته
از خودم بیزار و پر و بال شکسته
ببین اسیر بن بست جنونم
نمی تونم، نمی تونم که من این جا بمونم