خودشیفته

خودت پلکامو می بندی و این قصه تموم میشه
قربانی مظلوم غرور


هر دو را بغض ربود...

دخترک رفت ولی زیر لب این
را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش
زمزمه بود:

" مطمئناً که پشیمان شده بر می
گردد ! "

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غروراست هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق دراین پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

 

 

+نوشته شده در یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ساعت٥:٠٠ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()


پول فا - اپل | جدی - فروش آسانسور - پزشک متخصص - سیسمونی - سزارین - لیزر لیپولیز - ترمووود - صحاب