زندگی با من بازی نکن,

این بازی جوان مردانه نیست..


من طاقت ندارم,

شوخی نیست هر روز جوری دیگر,

ورقی دیگر مگر چند تا تک داری...


تقلبی در کارم نیست و توان تقلایی در وجودم...


ضربه ات را به یک باره بزن...

این بازی کثیف است و هر لحضه طوری دیگر...


بدون قواعدی مشخص...

امشب حافظ کمکی نکرد

و همه قبولش داشتند جز من شاید با من قهر بود...


من خواستار با تو ساختن بودم

و تو مبارزه میخواهی...


صلح را دوست نداری....


اگر شکستت دادم از من رنجور مباش...


من به تو احساس داشتم

و تو شاید بی احساس هستی

این بازی اینقدر ها هم ارزشش را ندارد.