سلام به همه دوستان...... امروز می خواهم یه چیزائی که تازه کشفیدم بنویسم

سه شنبه جلسه آخر کلاس فتوشاپم بود

واسه همین می خواستم یه عکس اماده کنم

که همه سر فصلهائی که استاد درس داده بود توش باشه...

واسه همین شروع کردم به مونتاژ یه عکس عروسی

و در آخر هم می خواستم یه متن زیر عکس  قرار بدم و مثلا محوش کنم .....

با خودم گفتم حالا که عکس عروسیه پس یه متن زیبا و در عین حال شاد

و به قول فهیمه عشقولانه بنویسم.

از اونجائی که خیلی کند ذهنم از خود راضیرفتم سراغ برو بچه های اینترنت...

هر چی وبلاگ شناخته شده و نشناخته بود وا کردم کلافه..

اما دریغ از یه متن شادگریه..

انگار همه آدما دنیائی از غم و غصه هستندتعجب.

خلاصه  به این نتیجه رسیدم که برم سراغ

دفترای شعر دوران عشق و عاشقی خودمخجالتزبانقلبنیشخند.

ولی به یه چیز جالب تر رسیدمنگران.....

تو دفترای خودم اوضاع خرابتر بود......

تو دفترای شما چه خبره؟