عشق من گوش کن ، حرف آخرم با توست

هر بامداد ، با یاد روی تو

گلهای یاس را پرواز می دهم

به شهر فرشتگان ،

تو یک فرشته ای که تنها میان جمع ،

افتاده ای به بند

تنهایی ترا ،

دیشب کبوتری از پشت شیشه های اتاق محقرم ،

فریاد کرد و رفت

ای دستهای تو سرشار از خدا ،

ای چشمهای تو لبریز رنجها ،

بر خیز و بال خویش بگشای سوی عشق

که در آن دیار پاک

یک خسته دگر ،

در انتظار توست