ـ : « کیستی تو ؟
ـ : « متولد آخرین بوسه ی توام ،
بر گونه های سرکشِ عشق
بی آن که بدانی. »

ـ : «چه می خواهی ؟»

ـ : « تو را
چندان که دردمندانه در آغوش ام کشی
و پیش از آن که مرگ
به طرحِ تاریکِ لبخندی
آخرین بوسه را از کامِ پر عطش ام بر گیرد
رهای ام نکنی
. »