بیا .بیا پیمان ببندیم تا اخرش باهم باشیم .اخرش !!!

 

چه کلمه غمناکی . چه هراس انگیز .آخرش کجاست

 

نمیدانم نمیدانم.شاید مرگ شاید...

 

__ول کن.... به قول


سهراب تا شقایق هست زندگی باید کرد .تا وقتی هم

 

زنده ایم باید عشق بورزیم .خنده های زورکی .اشکای

 

یواشکی .شب و روزای بی هدف.لحظه های الکی.

 

ساعتهای پر سوال. دل خوشی ها تو خیال. حسرت پرنده

 

دل که نداره پر و بال. این دو روز زندگی هی شده تو

 

کهنگی. میدونم دیگه بریدم تو هوای خستگی. میدونم

 

طاقت ندارم واسه سوز تشنگی.__

 

کی زمان میگذرد.

 

کی زمان میگذرد .در انتظار فردا....


دلم میخواد با تمام توان فریاد بزنم دوستت دارم.عاشقتم

 

اما همه فریادها رو در درون دلم خفه میکنم.

  

تا فردا وفرداها...............