سیاه چشمون چرا....تو نگات دیگه ...اونهمه وفا نیست..؟؟

پریشونت شدم ...

سیاه چشمون بگو.... نکنه دلت دیگه پیش ما نیست...

میدونی واست همه چیمو باختم 

 

واسه دوست داشتنت....طاقتم دیگه....بیشتر از اینا نیست

تو این غربتی که هستم ...

دارم میمیرم حالیت نیست

هنوز یاد تو هستم حالیت هم نیست

به هیچ کی دل نبستم حالیت هم نیست

سیاه چشمون قسم خوردی که جز مال من نباشی

سیاه چشمون میخوام حالمو بپرسی 

بازم دستتو تو دستم....میخوام بگیرم حالیت نیست 

نگفتی نکنه خونه ش خرابه


ندیدنم واسه ش رنج و عذابه...؟؟

نگفتی که غریبه این ولایت....تموم زندگیش نقش بر آبه