روزی پسری با ۴ تا دختر می‌‌رود به دیدن مادرش به مادرش میگوید من با یکی‌ از این دختر ها می‌خواهم ازدواج کنم شما حدس بزنید کدومشونه ،.....بد از چندی گفتگو پسر از مادرش پرسید که آیا متوجه شده کدامشان هستن یا نه....مادر با اطمینان کامل اشاره به یکی‌ از دختر‌ها کرد.....پسر که خیلی از هوش مادر ‌تعجب کرده بود ...از مادرش خواست تا به او بگوید چطور متوجه شده....

.

.
...
.جواب مادر .......

این همونی هست که من خوشم نیومده.