در کدامین لایه رویاهایم خفته ای 

کدامین سیما را داری که این چنین بر دلم نشسته ای

هم اکنون 

در آغوش کدام سعادت خفته ای 

که من این چنین مفلسانه تو را ندارم

تو در کدام کوچه ای ! در کدام حجره !

 در کدام نوشته ! در کدام سلامی

که من عاجزانه نمی یابمت

تو در کدام مکتب آموخته ای کین چنین ویرانم کنی 

نباشی و سرا پا عصیانم کنی 

راست بگو 

چند بار دوستت دارم را نیرنگ کرده ای ؟

چند بار به آسمان برده ای و انداخته ای ؟ 

هر که هستی .. هرجا 

در روزی از همین روزها 

در همین افتابها و بارانها 

پشت سلامی، مزه ای ،عابری ، درد آشنایی 

قلب مرا خواهی یافت