خودشیفته

خودت پلکامو می بندی و این قصه تموم میشه
مادر


زندگی یعنی چکیدن


همچو شمع از گرمی عشق


زندگی،یعنی لطافت


گم شدن در نرمی عشق

زندگی ، یعنی دویدن


بی امان در وادی عشق


رفتن و آخر رسیدن


بر در آبادی عشق


می توان هر لحظه ، هر جا


عاشق و دل داده بودن


پر غرور چون آبشاران


بودن اما ، ساده بودن


می شود اندوه شب را


از نگاه صبح فهمید


یا به وقت ریزش اشک


شادی بگذشته را دید


می توان در گریه ابر


با خیال غنچه خوش بود


زایش آینده را در


خزانی دید و آسود
 
همه این جملات دارن مادرو معنا میکنند.....

مادرای ایران زمین روزتون مبارک....

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩ساعت٧:٢۳ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
بزرگی

 

 

اینقدر نگو

اگه ببخشم کوچیک میشم

 اگه با گذشت کردن

کسی کوچیک میشد

 خدا اینقدر بزرگ نبود

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت۱٠:۱٥ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
شکایت

 

خدایا یه بار شد بگی:

 

ای کسانی که ایمان آوردید حالتون چطوره؟

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت۱٠:۱۳ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
فقط دریا دلش آبی تر از من بود..

فقط دریا دلش آبی تر از من بود

و من از دریا..دلم دریا

فقط این را ندانستم

چرا گشتم چنین تنها تر از تنها
به هر آبی شدم آتش

.. به هر آتش شدم آبی

.. به هر آبی شدم ماهی

.. به هر ماهی
شدم دامی

.. به هر نا محرمی ساقی

.. به هر ساقی می باقی

.. و تو این را ندانستی

چرا گشتم چنین عاصی؟

 

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت۱٠:٠٦ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
درد دارم



درد را با چه اندازه می گیرند ؟


درد دارم


از اینـــجا تا تــــــــــــو



+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت٩:۱٤ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()


پول فا - اپل | جدی - فروش آسانسور - پزشک متخصص - سیسمونی - سزارین - لیزر لیپولیز - ترمووود - صحاب