خودشیفته

خودت پلکامو می بندی و این قصه تموم میشه
 

 


چند روز است

دائم به زیر دلت فکر میکنم!

خوشی ها دقیقا کجایش را زدند؟

 

+نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸ساعت٢:٠۱ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ

 

خیانت هیچ توجیهی نداره

+نوشته شده در جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۸ساعت۱٢:٠۳ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
نام تو به صد زبان_2

خدایا!

اگر صدها هزار طومار داشتم

و قلم من شتابی چون تندبادها

و جوهری پایان ناپذیر داشت

بازهم قادر به وصف تو نبودم.

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸ساعت۱:۳٥ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
امشب


دلم امشب هوای یار کرده


غم دوری مرا بیمار کرده

چو شمعی روز و شب سوزم ز هجران


بجای اشک خون ریزم به دامان

پرستوی دلم امشب کجایی


عزیز خوشگلم پس کی می یایی؟

تو خورشید منی،گرما به من ده


تو امروز منی، فردا به من ده

الا ای اختر شب های تارم


گل امید در فصل بهارم

خدا را شکر گویم من شب و روز


چنین گنجینه ای در سینه دارم

شبی تا نیمه شب بیدار بودم


به قصد فال، حافظ را گشودم

بخواندم شعری از حافظ که گفتا


جدایی سر رسد امروز و فردا

بگفتا شهد کامت باز گیرم


دوباره زندگی آغاز گیرم

به فردا من هزار امید دارم


بدیدارت دقایق را شمارم
 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ساعت٩:۱٠ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
گل من

 


در فراق سینه سوزت غم سینه سوز دارم


   گل من قسم به عشقت  نه شب و نه روز دارم


    به دو گونه ی لطیفت  به دو چشم اشک ریزم


          که به راه عاشقی ها ز بلا نمیگریزم        


    به تو ای فرشته ی من  گل من ترانه ی من 


    که جدایی از تو  باشد غم جاودانه ی من 


   چو تو در برم نباشی  غم بی شمار دارم


      تو بدان که با غم تو غم روزگار دارم


 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ساعت۸:۳۱ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()
نام تو به صد زبان-1

خدایا!

وقتی مرا بخوانی به تو خواهم رسید

در نام مطهرت سرور وصال نهفته است

در عشق تو مرگ پایان می پذیرد.

آن که با کلامت زندگی کند

هجوم تردیدها را فرومی گذارد

و شب و روز کمر به خدمتت می بندد.

 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ساعت٧:٢۸ ‎ب.ظتوسط مرجان-ذ | نظرات ()


پول فا - اپل | جدی - فروش آسانسور - پزشک متخصص - سیسمونی - سزارین - لیزر لیپولیز - ترمووود - صحاب